تبليغاتX
مراددولتیاری-هرسین

                     

    اهداف برگزاري همايش نخبگان علمي هرسين:

 

1-تكريم علم و عالم ،دانش و دانشمند

 

2-شنا ساندن چهره هاي علمي هرسين  كه بعضا نا شناس در بين

 

مردم اند به شهروندان و به ويژه نسل نو

 

3-تقويت ارتباط علمي نسلها در منطقه و ايجاد تعا مل و ارتباط

 

 بيشتر با دانشمندان و پژوهشگران

 

4- فعالتر شدن سرمايه هاي انساني و مؤثرتر شدن در زمينه هاي

 

  علمي ،اجتماعي ،بهداشتي...

 

5-توجه بيشتر نخبگان به ديار و زادگاه خود و تلاش براي

 

توسعه ي همه جانبه ي آن

 

6-معرفي امكانات استعدادها و توانمنديهاوزيبائيهاي منطقه

 

درسطح کشور

 

7-ايجاد و تقويت اعتماد به نفس در جوانان

 

8-تقويت و گسترش روحيه ي علمي ،كه از بنيانهاي رشد و

 

توسعه است

 

 

9-زدودن و كم رنگ تركردن نگرشهاي غير علمي در عرصه هاي

 

مختلف فرهنگي اجتماعي

 

10-ترويج و تقويت فرهنگ نخبه پروري به جاي نخبه ستيزي و

 

 نخبه گريزي

 

۱۱-....

+ نوشته شده در جمعه 1386/06/30ساعت 21:17 توسط دولتیاری |

 

 

تضمين غزل استادزنده يادتمكين كرمانشاهي

 

 

از روانشادابراهيم اسدي هرسيني:

 

 

اي عزيران رو وّه كو كم ياردمسازم نيه

 

رو و هرجاكّم اّوينم جيگه ي نازم نيه

 

دل اّرا  يِه نغمه پّر  دِي شورشهنازم نيه

 

 بلبل گلزار  عشقم  بال   پروازم نيه

 

تا   وّ سوزدل بنالم كس هم آوازم نيه

 

 

دردآزارم مّدي ياران شفابخشم كوّه

 

منزل يارم له من دورّه خدا  رخشم كوّه

 

هفت خوان رستمه حال جهانبخشم كوّه

 

رنجه له خارفراقم راحتي بخشم   كوّه

 

آرزو دار وصالم  يارطنازم نيه

 

 

دير  يا    زو خنجرابروّ قلبم پارّه كي

 

هرچه آزارم مّدي گويا كّمّه دووارّه كي

 

آخري ترسم كه اِي رفتاره من بيچارّه كي

 

درد ديرم رووّه كي كم تاكه دردم چاره كي

 

 رازدل اِفشا  وّه كي كم چون كه هّمرازم نيه

 

 

تخم مِهرت كاشتم وّه دل ولي كِي دّي ثمر

 

آه جانسوزمِِه نِِِيري دردل سنگت اثر

 

تاكه بِردي دل وّه دستم عقل وهوشم چي وّسر

 

لوچاوخماره مّستم ميل بّگمازم نيه

 

 

 

رخصتي اربِِي نگارم مِن وّه داماني مِرم

 

بي خيال وه مردمان مست وغزلخواني مِرم

 

آخري لّه داغ آو  زلف پريشاني مِرم

 

يالّه وّصلي زندگي كّم ياله هِجراني مِرم

 

غيريّه چِشتي تِِرِك اّنجام وآغازم نيه

 

 

 

روژ تا شّوآه وشّو  تاروژغم مهمانمه

 

چاره نِيرم آونگارّه دردمّه درمانمه

 

مِن سروسامان كه نِيرم آوسروسامانمه

 

حافظ كُردي زُوانم نظم من برهانمه

 

شهركرماشان عزيزم كم لّه شيرازم نيه

 

 

 

ياد روژي اسدي فارغ وّه هرجنجال وهاو

 

خدمت تمكين بِيِِِم صحبت بي اژشعرو كتاو

 

پِرسِيِِم اژ شعركردي با  تواضع دا  جواو

 

 

شعركردي هّريّسّه اّرخاصه تمكين يا  خِراو

 

دي لّه يّه بهترچه بوشم سحرواعجازم  نِيه

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/29ساعت 15:54 توسط دولتیاری |

 

عوامل نخبه ستيزي

 

1-حسادت

 

مزارم  غرق  گل  گردد   ولي  گلهاي  بشكسته

 

  زنندازبس كه بعدازمرگ هم چوب حسدبرمن

 

    يكي ازعوامل نخبه ستيزي جوامع بشري بي ترديد حسادت اطرافيان

 

نسبت به رشدعلمي وفضائل بزرگان بوده است .اينجانب مفسرقرآن نيستم

 

وبه خود اجازه ي چنين كاري رانمي دهم اماآنچه ازكلمه ي( اذا)درآيه ي

 

 شريفه ي (ومن شر حاسد اذاحسد)مي فهمم يكي همين حسادت

 

حسودنسبت به اهل علم ودانش است هنگامي كه مي بيندازاوپيشي گرفته

 

 است .علم اوراودراين روزگارمدرك تحصيلي وي رابي ارزش مي

 

 شماردوتحقيرمي كند.ساده تربگويم:اين جمله راحتمافراوان شنيده ايد:

 

 

(من هم مي توانستم اين مدرك رابگيرم ولي نگرفتم )

 

 

 

باجرات وقاطعيت مي گويم كه اين سخن درمواردمتعدد  (نه هميشه)

 

بيانگرحسادت آزاردهنده ي گوينده ي آن است. كه محسود در اين هنگام

 

بايدبه خدا پناه ببرد(ومن شرحاسداذاحسد).درتفسيرالميزان پيرامون آيه ي

 

 مذكورآمده است:

 

   يعني ازشرحسودوقتي كه مبتلا به حسدگشته ومشغول اعمال حسددروني

 

 خودشودوعليه محسوددست به كارگردد.

 

  بعضي ازمفسرين گفته اند:اين آيه شامل چشم زدن اشخاص شورچشم

 

نيزمي شود،چون چشم زدن هم ناشي ازنوعي حسددروني مي گردد،شخص

 

 حسودوقتي چيزي راببيندكه درنظرش بسيارشگفت آورو

 

بسيارزيباباشدحسدش تحريك شده ،باهمان نگاه زهرخودراميريزد.

 

علامه طباطبائي مي افزايد:رسول خدافرمود:فقرباكفرفاصله ي چنداني

 

 ندارد،وحسدآنقدرمؤثراست كه گوئي مي خواهدازقضاوقدرالهي هم

 

 جلوبزند.وبازازرسول خدانقل كرده كه :حسدحسنات آدمي راميخورد

 

آنچنان كه آتش هيزم را.جان كلام اين كه ازشرحسودبه خداپناه

 

 ببريم: بسم الله الرحمن الرحيم .قل اعوذبرب الفلق .من شرماخلق.

 

ومن شرغاسق اذاوقب.ومن شرالنفاثات في العقد.

 

                                           ومن شرحاسداذاحسد.

 

 

 

شماهم عوامل ديگرنخبه ستيزي رابيان كنيد.

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/06/26ساعت 22:14 توسط دولتیاری |

اگر خداوند توفيق دهد مباحثی با عنوان

 

(از نخبه گريزي ونخبه ستيزي تا نخبه پروري)ضروري مي نمايد.

 

يادكتاب جامعه شناسي نخبه كشي افتادم.همچنين كتاب رستم التواريخ

 

كه مي گويد  نادرشاه كودن نوازي پيشه كرد.!!!

+ نوشته شده در جمعه 1386/06/23ساعت 1:20 توسط دولتیاری |

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/22ساعت 20:22 توسط دولتیاری |

دانش ومعرفت درخلفاوسلاطين

 

1-گويند:مكتفي بالله ازوزيرخودكتابهايي براي سرگرمي خواست.وزيردستورتهيه ي چندكتاب راداد.وزيرپس از بررسي كتابهاگفت:من به شماگفتم كتابهايي تهيه كنيدكه خليفه راسرگرم كندوازپرداختن به من وديگران بازش دارد.شما كتابهايي آورده ايدكه راه نابودكردن وزيروگردآوردن مال رابدومي شناساندكتابهايي تهيه كنيدكه درآن حكايات سرگرم كننده واشعارنشاط آوروجودداشته باشد.

2-گروهي هوشياري ومعرفت به اموررادرخلفاوسلاطين ناپسندمي دانستند.هنگامي كه مكتفي بالله خليفه عباسي درگذشت وزيرش برآن شدكه باعبدالله بن معتز بيعت كند.عبدالله مردي فاضل وخردمندودانش پژوه بود.دراين هنگام يكي ازدبيران زيرك وكاردان بدوگفت:اي وزير اين تصميمي كه درباره ي بيعت باابن معتزگرفته اي درست نيست.وزيرگفت چرا؟ دبيرگفت:توراچه حاجت كه كسي رابه كرسي خلافت بنشاني كه به وزن واندازه وقيمتها آشناست وبه همه ي امورآگاه است وزشت وزيبا راتشخيص مي دهدوخانه وباغ ودهكده ي توراديده است؟!؟!    صلاح دراين است كه كودكي خردسال رابه كرسي خلافت بنشاني تااسم خلافت اوراباشدوحقيقتش ازآن تو؛وهمچنان اوراتربيت كني تابزرگ شودچون بزرگ شد وي حق تربيتي راكه برگردنش داري خواهدشناخت وتونيزبه آرزوهايت درمدت كودكي اورسيده اي.وزيردراين خيرانديشي؟؟!   ازدبيرسپاسگزاري كردوازبيعت باعبدالله بن معتزمنصرف شده بامقتدرعباسي كه دراين وقت سيزده سال داشت بيعت كرد. (نقل از:الفخري في آداب السلطانيه .ابن طباطبا)

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/06/20ساعت 18:28 توسط دولتیاری |

چشم ازبهرتماشاست اگربگذارند

 

وتماشاي توزيباست اگربگذارند

 

 غضب آلود نگاهم  نكنيداي مردم

 

چشم من مال شماهاست اگربگذارند

 

من ز اظهار نظرهاي دلم فهميدم

 

 عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

+ نوشته شده در شنبه 1386/06/17ساعت 5:40 توسط دولتیاری |

مزارم  غرق گل گردد   ولي  گلهاي بشكسته

 

 

زنندازبس كه بعدازمرگ هم چوب حسد برمن

 

                                                                                                          

                                                                                                                             رحيم معيني كرمانشاهي

+ نوشته شده در جمعه 1386/06/16ساعت 5:11 توسط دولتیاری |

سنگي  كه طاقت ضربه ي تيشه ندارد،

 

تنديس زيبا نخواهدشد.

 

 اززخم تيشه خسته نشو؛

 

 شايد وجودت  شايسته ي تنديس باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/14ساعت 23:56 توسط دولتیاری |

نمونه سؤال فلسفه ومنطق سال سوم رشته علوم انساني خرداد86:

نوع استدلال رامشخص كنيد:

آقاي الف سخنگوي كنترل جمعيت شده است،جالب است بدانيدايشان داراي دوازده فرزنداست.اين جريان مثل اين است كه يك قصاب رامسؤول انجمن حمايت ازحيوانات كنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/14ساعت 23:20 توسط دولتیاری |

امضاي  من برپاي نوشته اي خواهدنشست كه به سود مردم باشد. اگر ندانسته وازسرغفلت وناآگاهي چيزي راامضاءوتاييدكنم؛حتي اگريك تشويقي يا تقديرنامه باشد و اندكي ولو بسيار ناچيز بر منافع عموم  مردم تاثير منفي بگذارد به اشتباه خود اعتراف مي كنم ،امضاي خود را پس مي گيرم و از مردم بخشش مي خواهم و به درگاه خداوند استغفار مي كنم. شكسته باد قلمم اگر منافع مردم را ناديده بگيرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/14ساعت 23:20 توسط دولتیاری |

اگر چه نزد شما تشنه ي سخن بودم


كسي حرف دلش را نگفت من بودم


دلم براي خودم تنگ مي شود آري:


هميشه بي خبر از حال خويشتن بودم


نشد جواب بگيرم سلام هايم را


هر آنچه شيفته تر از پي شدن بودم


چگونه شرح دهم عمق خستگي ها را


اشاره اي كنم ، انگار كوه كن بودم


من آن زلال پرستم در آب گند زمان


كه فكر صافي آبي چنين لجن بودم


غريب بودم ، گشتم غريب تر اما:


دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم

 

محمد علي بهمني

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/14ساعت 23:20 توسط دولتیاری |

امضاي  من برپاي نوشته اي خواهدنشست كه به سود مردم باشد. اگر ندانسته وازسرغفلت وناآگاهي چيزي راامضاءوتاييدكنم؛حتي اگريك تشويقي يا تقديرنامه باشد و اندكي ولو بسيار ناچيز بر منافع عموم  مردم تاثير منفي بگذارد به اشتباه خود اعتراف مي كنم ،امضاي خود را پس مي گيرم و از مردم بخشش مي خواهم و به درگاه خداوند استغفار مي كنم. شكسته باد قلمم اگر منافع مردم را ناديده بگيرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/14ساعت 23:18 توسط دولتیاری |

لومپن هاlumpens

خصوصيات اجتماعي ورواني لومپن ها

خصائص روحي و رواني لومپن ها عمدتا تحت تاثير شرائط سخت زندگي اجتماعي و اقتصادي آنها مي باشد. پاره اي از اين خصائص :

-چرب زباني ،كرنش و ستايش بيش از اندازه در مقابل صاحبان قدرت ،اربابان و ولينعمتهاي خود

-تشويش ،اضطراب و ميل شديد به انتقام، در مقابل هر كس و هر حادثه اي كه پيش آيد.

-شخصيت مردد دائما ّدر تزلزل و فاقد بينش معلوم و معين، حركت در جهت باد

-ماجراجوئي، غوغاگري، آشوب طلبي، بي انضباطي، محافظه كاري و بي رحمي. به همين دليل شركت آنها در مبارزات و جريانات سياسي، مثل سيل پرسروصدا، ويران گر،وحشت آور و درعين حال ناگهاني وموقت است.

-گرايش به اقدام فردي؛ حتي درصورت تشكيل باند براي كارهايي چون........عمل فردي همچنان موقعيت ممتاز خود را حفظ كند. لومپني كه درجريان مبارزه باحوادث زندگي پيروز وكامياب شودبه سمبل ديگر لومپن ها تبديل مي شود. منازعات آنها نيز اكثرا فردي است. هم زيستي روحي جاي خود را به تلاش زيادفردي مي دهد.

-ذهن بسيار خالي و كوچك با مفاهيم بسيار ساده و ابتدائي، شعور و دانش اجتماعي بسيار كم و عقائد خرافي بي سوادي، ناآشنائي با ماشين ، تكنيك، وسائل نوين و پيچيده ي توليدي، توانائي انجام فقط كارهاي موقتي فوق العاده ساده،فقدان مناسبات اجتماعي وارتباط منطقي با طبقات و نيروهاي جامعه ،از ديگر خصائص آنهاست.

  

-مي كوشيدند كه با خصوصياتي همچون هيكل درشت و فربه وشكم برآمده ،پرخوري، طرز تكلم، شكستن و كوتاه و بلندكردن واژه ها، استفاده از ضرب المثل ها و لغات عاميانه ،دشنام و كلمات بي ادبانه ،القاب و صفات زشت، راه رفتن با پاشنه هاي خوابيده ي كفش، و.....طرز معاشرت، رفتار وكردار و مواردي از اين قبيل خود را از نظر ظاهري و رفتاري از ديگران جداكنند.

در پي بوروكراسي مدرني كه رضا شاه در كشور ايجاد كرد تا حدودي جلوي فعاليت لومپن ها گرفته شد.اما پس از اشغال ايران توسط متفقين و استعفاي وي ،اين گروه هارشد و بالندگي خود را مجدداّ در فضاي سياسي و اجتماعي آن روز ايران از سرگرفتند. مي توان گفت كه چون علل اجتماعي و اقتصادي  رشدو تكثير لومپن ها در جامعه ازبين نرفته بود، لومپنيسم نيزاز ميان نرفت. بنابراين لومپن ها از بين نرفته بودند كه تازه متولدشوند. عده اي از آنها مردماني نجيب ؛زحمت كش ،شريف؛ و جوانمرد بودند كه از راه حلال زندگي مي كردند؛ نماز مي خواندند. مسجد و درمانگاه مي ساختند،دسته گردان دسته هاي مذهبي در محرم بودند و حتي مكه هم مي رفتند. درميان آنها ميداني(واردكننده ي ميوه)چوبدار و قصاب نيزديده مي شد.

شعبان بي مخ لومپن معروف دوران پهلوي دوم كه در شهريور 20به علت شرارت در زندان به سر مي برد در خاطرات خود ضمن چگونگي برقراركردن ارتباط خود با دستگاه پهلوي مي گويد: دراين موقع با آمدن روسها و انگليسي ها، ماهم از زندان فراركرديم.

لومپن هابه دوعلت بازيچه ي نيروهاي سياسي و سياهي لشكر جريانات ...قرارگرفته وباآنها همكاري مي كنند:

1-علت رواني :احساس شخصيت ،قدرت وغرور درآنها؛كه هيچگاه موردتوجه نبوده اند.

2-علت اقتصادي

نقش لومپن هادرحوادث 23 تير1330و14آذر1330ونيزانتخابات مجلس شوراي ملي دوره شانزدهم وكودتاي 28مردادو...قابل توجه است.

نقل ازكتاب (لومپن ها درسياست عصرپهلوي)نوشته ي مجتبي زاده محمدي

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/06/12ساعت 23:0 توسط دولتیاری |

 

نهم ارديبهشت 1390پايان كاردوره ي سوم شوراي اسلامي شهردرآن روز......

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/06/11ساعت 8:43 توسط دولتیاری |

        

   

 حكايتي تاريخي از پيغام و پسغام يكي از بزرگان اصفهان با حاكم آنجا نقل است كه گفت :پايت را از روي دم  ما بردار پاسخ شنيد كه حضرت آقا محدوده ي دم خود را مشخص كنند چون ما هر جا پا مي گذاريم دم شماست.

       استقلال شهردار از شورا حائز اهميت ؛سزاوار توجه و مداقه ي بيشتري است كه از سوي اعضاي محترم شورا بايد مورد عنايت عميق واقع شود. همانطور كه استقلال قواي سه گانه در قانون اساسي تصريح شده ،رابطه ي شورا و شهرداري هم در قانون آمده است. مثلا شورا ،شهردار را انتخاب مي كند. از طرفي حق دخالت و عزل و نصب  نيروهاي شهرداري را ندارد. مستقل ،اهل منطق و مشورت بودن شهردار بر منزلت و مسئوليت شهردار مي افزايد و شهردار غير مستقل ،مستقل نيست!!!!! و نتيجه ي آن بحران اداري ،بحران مديريت، و بحران اجتماعي و به دنبال آن ناكارآمدي  مجموعه ي شهرداري، خود رامي نماياند.تفاوت دخالت بانظارت ؛گاه ازمو باريكتر واز شمشير تيزتراست. اگر در مفهوم و اجراي نظارت بر  شهرداري  كه وظيفه ي  شوراست دقت نشود ممكن است كه با دخالت مشتبه شده و در اين صورت شورا و شهرداري نه به كعبه، بلكه به تركستان خواهند رفت و در نهايت منافع مردم رنج ديده و محروم پايمال خواهدشد. ازطرفي گفته مي شود كه اگر همه ي پيامبران الهي در يك جا جمع شوند  اختلاف نخواهندداشت.

داشتن معاون توانمند؛  سالم ؛ كارآمد؛ خوشنام؛ خوش برخورد؛ قاطع؛ مقتدر؛ و داراي مديريت ،حق شهردار است كه خود بايد تصميم بگيرد و البته شورا هم مي تواند تنها نظر مشورتي خود را بيان كند.

آنچه كه شورا بايد از شهردار بخواهد :كار، آباداني، زيباسازي ...و اجراي قانون است به دور از منفعت انديشيهاي فردي و گروهي.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/07ساعت 12:40 توسط دولتیاری |

ماده 5آيين نامه ي داخلي شوراي اسلامي شهر:مصوب 24/1/84:عضويت درشوراقائم به شخص است  و قابل واگذاري به ديگري نيست.هيچيك ازاعضاءشوراحق تفويض اختيارات خودرابه غير اعم ازعضوياغيرعضوندارد.

ماده 7:نائب رئيس شورادرغياب رئيس شوراوظائف اوراانجام مي دهدودرمقابل شورامسؤول است.

جلسات شوراهاي 7نفره باحضور5نفرازاعضاءرسميت مي يابد.باتوجه به دوماده ي فوق (5و7)سؤالي مطرح مي شودكه اگرچنانچه رئيس ونائب رئيس شورادرجلسه يابراي انجام اموراداري وپاسخ گوئي به ارباب رجوع حضورنداشته باشندچه كسي بايدوظائف آنهاراانجام دهد؟آيا تمامي  اعضا در اين حالت به صورت يكسان مي توانندپاسخ گوي مراجعات بوده ونامه هاي رسيده راامضاكنند؟به نظر مي رسد كه قانون دراينجاسكوت كرده واين خلاءقانوني باعث اعمال سليقه ها شده وبعضاسوء تفاهمهايي كه اثرسوء برروابط جمع وعملكردمجموعه دارد. 

اگردرغياب رئيس ونائب رئيس شوراسايراعضاءمحترم مي توانندپاسخگوي مراجعات ونامه هاباشندو(دوستانه؟؟وخودماني؟؟)مهروامضاءكننددراين صورت اساساانتخاب رئيس ونائب رئيس محل تامل است، به عبارت ديگرهمه مي توانندرئيس باشند !!.اگر محدوديتي وجود دارد دركجاوچگونه مشخص شده؟.كدام نامه هارامي توان دوستانه و خودماني!!!!! مهروامضاءكرد؟

يكي ازسؤال برانگيزترين سؤالهايي كه گاه برخي شهروندان محترم ازنگارنده ي عضو شورا مي پرسنداين است كه:مهرشورادست كيست ؟نمي پرسندرئيس يانائب رئيس كيست  يا كجاست؟ يا......مردم بزرگوارواعضاي شورا اسلامي شهربايداين آبهاي رهاشده  و سر گردان  را به جوي قانون هدايت كنند.به عنوان هشداري دلسوزانه وقاطعانه بايدتوجه كنيم كه از عوامل  آسيب زائي شوراابهام وبلا تكليفي وخلاهاي قانوني است كه زمينه نهادينه شدن بدعتها وسنتهاي غلط ورايج  رافراهم كرده است.درچنين مواردي بايدمحتاطانه ودست به عصا حركت كردوتكيه براخلاق ، عرف، كدخدامنشي، عوام پسندي  و شيوه هاي  رايج گذشته شايدبه چالش كشيدن وناديده گرفتن قانون باشد.

به مجلس شوراي اسلامي ووزارت محترم كشورپيشنهادمي شود براي رهايي ازبن بست و بلا تكليفي   وجلوگيري ازمشكلاتي چون هرج ومرج  درا مضاء و.........  اين پست رابه تشكيلات شورابيفزايندوفعلااعضاءمحترم شورادرقالب مصوبه داخلي ازميان خوديك نفررابه عنوان نائب رئيس دوم برگزينندكه طبعا محدوديت حق امضاءيكي ازنكات قابل توجه  و ارزشمند است.البته اين سخن به معناي  عدم اعتمادنسبت به يكديگرنيست.شناخت وتفكيك مرزاخلاق ازمسائل قانوني وحقوقي از وظائف ظريف ودقيق اعضاءمحترم شوراست كه عدم توجه به آن وخلط مبحث   اثرات سوئي به دنبال خواهدداشت.

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/06/04ساعت 2:40 توسط دولتیاری |